-
تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 15:18
سلام چقدر نیومد بنویسم سوم دی ماه عروسی بود با اینکه خاطرات خوبی ندارم و حال رضا خوب نبود منم وقتی میدیدم اون ذوقی نداره معلوم نبود چش بود انگار به زور داره ازدواج میکنه خلاصه سختی های زیادی داشتم وابستگی رضا به خانواده اش خیلی زیاد بود واااااااااااااااای چی کشیدم و اشتباه من این بود که حساسیتم رو...
تغییرات زیاد من
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 20:49
سلام 3 سال هست نیومده بودم یکسال که پیگیر بچه بودم مدت زیادی درگیر دختره بودم شک توی زندگیم بیداد میکنه همه چیز زندگیم به مراد دلم نیست دیسک کمر و گردنم گرفتم ولی با دوستی آشنا شدم که کتاب های خوبی بهم معرفی کرد حال درون خودم خوبه ولی حال زندگی مشترکم نه بیمه پاسارگاد ثبت نام کردم پس انداز میکنم کتا...
دلم گرفته
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 7:05
اون هفته یعنی 28/6/94 روز شنبه خاکسپاری عمو مصطفی بود اصلا اصلا باورم نمیشه رضا هم با خانواده اش روز یکشنبه اومدن روز سه شنبه مرخصی گرفتم رفتم شوشتر رضا هم پنجشنبه اومد جیگر خوردیم بلوز سورمه ای خریدیم بعد پول گاز رو دادیم رفتیم خونه رضا پارچه ای روی دیوار نصب کرد . به هر حال گذشت روز شنبه 4/7/94 خو...
زندگی شیرین میشود
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 7:04
سلام چقدر نیومد بنویسم سوم دی ماه عروسی بود با اینکه خاطرات خوبی ندارم و حال رضا خوب نبود منم وقتی میدیدم اون ذوقی نداره معلوم نبود چش بود انگار به زور داره ازدواج میکنه خلاصه سختی های زیادی داشتم وابستگی رضا به خانواده اش خیلی زیاد بود واااااااااااااااای چی کشیدم و اشتباه من این بود که حساسیتم رو ب...